دینا جون دینا جون، تا این لحظه: 17 سال و 1 ماه و 20 روز سن داره
دانیالدانیال، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 7 روز سن داره

دینا و دانیال غنچه های مامان و بابا

روزهای اول دانیال

بالاخره اومدم تا عکسای دانیالو بزارم.این روزا خیلی وقتم کمه الانم دانیال خوابه و از فرصت استفاده کردمو اومدم این عکسا روز تولد دانیاله تو بیمارستان بهمن دانیال از پیش فرشته ها این هدیه رو برای خواهرش آورد اینم اولین عکس 4 نفری ما دانیال اومد خونه این عکس مال دو روزیه که دانیال برای زردی زیر لامپ بود خیلی روزای بدی بود کلی غصه خوردیم براش روز هشتم  رفتیم خونه مامان سهیلا و یه هفته اونجا بودیم این نی نی کوچولو محمد امین بچه دختر خالمه که یک ماهو نیم از دانیال بزرگتره واومده دیدن دانیال از روز دهم دانیال بی خوابی هاش شروع ...
8 فروردين 1394

دانیال به دنیا اومد

بالاخره  آقا دانیال ما به دنیا اومد اما یه کمی عجله داشت .ما منتظر بودیم که پسرمون 20 اسفند بیاد اما آقا پسرمون دوست داشت بهمن ماهی بشه اونم چه روزی روز 22 بهمن.پسرمون دوست داشت انقلابی هم بشه.خلاصه انقد ما رو غافلگیر کرد که نگو.با وجود اینکه 8 ماهه دنیا اومد اما خدا رو شکر کامل و سالم بود اما خیلی کوچولو و ریزه میزه است..وزنش 2 کیلو و 450 بود و قدش 47 و دور سرش 33 سانت.الان که دارم می نویسم دانیال کوچولو 15 روزشه و یه کم جون گرفته و بزرگتر شده البته یه مقدار زردی گرفت و دو روز زیر اون لامپا بود که حسابی غصه خوردیم و برامون سخت بود اما خدا رو شکر خوب شد.دینا هم این روزا حسابی خوشحاله و با داد...
6 اسفند 1393

شب یلدا

امسال دو بار شب یلدا گرفتیم اولی خونه عمه طاهره چند شب قبل از شب یلدا دومی هم خونه مامان سهیلا در شب یلدا که هر دو خیلی بهمون خوش گذشت عکسای خونه عمه این سفید برفی و هفت کوتوله رو بابا رضا همون شب بهت هدیه داد.اون بسته ها هم پر از خوراکی های خوشمزه برای هر نفر بود اون شب کلی به تو و پوریا خوش گذشت.کلی با هم بازی کردین و رقصیدین تازه لباس شمالیتم اورده بودی تازه برای عمه تولدم گرفتیم اینم کیکش اینم چند تا عکس از خونه مامان سهیلا از دینا و ترمه و محمد علی البته اون دو تا فسقل نمی زاشتن ازشون عکس بگیرم مخصو صا محمد علی که حسابی شیطونه شما سه تا افتاده بودین به جون انارا و داشتین همشو...
10 دی 1393

این روزها

بالاخره بعد از کلی تاخیر اومدم راستش خیلی اوضاع مساعدی ندارم و نشستن پای لپ تاب  واقعا برام سخت شده و خستم می کنه ولی گفتم بیام  و چند تا عکس از دختر گلم بزارم.تو روزای گذشته کارای عیدمونو انجام دادیم و خونه رو برای اومدن نی نی آماده کردیم با این که سخت بود ولی تموم شدامروز که می نویسم اگه دانیال کوچولو پسر خوبی باشه و عجله نکنه به امید خدا ۷۰ روز دیگه باید به دنیا بیادما که خیلی مشتاق دیدنش هستیم اینم عکسای دینا خانم از نقاشیت بگم که حسابی پیشرفت کرده اینم یه نمونه اش که به مامان سهیلا هدیه دادیش در حال رفتن به مدرسه روزی که ورزش داری دینا در دنیای بازی ...
10 دی 1393

انتخاب اسم نی نی

روز 23 مهر رفتم برای سونوی غربالگری سه ماهه دوم خدا رو شکر همه چی خوب بودو دکتر گفت که نی نی 100 درصد پسره.من از قبل از اینکه نی نی دار بشم دوست داشتم اگه پسر دار شدم اسمشو بزارم دانیال به رضا گفتم اونم دوست داشت ولی می گفت بیشتر بگردیم .یه مقدار دنبال اسم گشتیم ولی آخر به این نتیجه رسیدیم که همون دانیال مناسب تره.خلاصه اسم پسر کوچولو شد آقا دانیال
2 آبان 1393

رفتن به پیش دبستانی

دینا خانم امسال به پیش دبستانی رفت به یه مدرسه نزدیک خونمون اتفاقا یکی از دوستای مهدش هم توی کلاسشون بود که دینا خیلی خوشحال شد روز جشن دینا هنوز روپوش نداشت و چند روز بعد روپوشش آماده شد ...
2 آبان 1393